درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (3) دوازدهم معارف
درس 6: حیات طیّبه؛ حیاتی شایستۀ جانشین الهی (2)
در درس گذشته گفتیم که حیات طیّبه، حیات قلبی انسان و زندگی جدید و اختصاصی مؤمنان است که در نتیجهٔ ایمان و عمل صالح به دست میآید.
قرآن تنها این حیات را شایستهٔ جانشین خدا در زمین میداند و برای آن آثار و ویژگیهایی برمیشمارد که نشان میدهد انسان تنها در بستر این حیات به سر منزل سعادت میرسد.
این ویژگیها چیست که باعث شده قرآن تنها این نوع زندگی را شایسته عنوان حیات بداند؟ بهراستی، انسان مؤمن با برخورداری از حیات قلبی به چه برکاتی دست مییابد که سایر انسانها خود را از آن محروم ساختهاند؟
هر فرد با بررسی این ویژگیها در خود، میتواند میزان برخورداری خویش از حیات طیبه را دریابد.
مهمترین ویژگیهای حیات طیّبه در قرآن
قرآن در جای جای خود با پیوند میان ایمان و عمل صالح، آثار و ویژگیهایی برای این پیوند بر میشمارد که همان ویژگیهای حیات طیّبهاند. این ویژگیها عبارتاند از:
1- طمأنینه و آرامش درونی
خداوند پس از آنکه انسان را آفرید و در زمین جای داد، او را بدون هدایت رها نکرد و از طریق وحی و فرستادن رسولان الهی، مسیر هدایت به سوی ایمان و اعمال صالح را به او نشان داد. قرآن پس از بیان داستان خلقت انسان، بلافاصله از هدایت الهی سخن به میان میآورد و میفرماید:
... فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًی فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره/38)
هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند.
مراد از «خوف»، نگرانی از دست رفتن چیزی در آینده و مراد از «حزن»، اندوه از دست دادن چیزی از گذشته است.
انسانهایی که با پیروی از هدایت الهی، زندگی خود را بر ایمان و عمل صالح بنا میکنند، از حیات طیّبه برخوردار میشوند. قرآن یکی از مهمترین آثار پیروی از این هدایت را رهایی از هرگونه خوف و حزن میداند.
به نظر شما، علّت این آرامش چیست؟
مؤمنان که خود را از تعلّقات دنیایی رهانیدهاند، به چیزی جز خدا دل نمیبندند؛ زیرا غیر خدا قابل زوال و نابودی است و اگر چیزی از بهرههای مادی را از دست بدهند، به خدا توکّل میکنند و دل به مشیّت او میسپارند؛ لذا هیچگاه ترسان و اندوهگین نمیشوند. آنها از این دنیا که بستر تغییرات دائم و پیوسته است و در آن گرما، سرما، نقص، بیماری، پیری و مرگ وجود دارد، لذّت بیپایان نمیجویند و به آن دلبسته نمیشوند تا با از دست دادن بهرههای آن اندوهگین شوند.
امام صادق (ع) در اینباره میفرماید:
اِن کانَتِ الدُّنیا فانِیَةً فَالطُّمَأنینَةُ اِلَیها لِماذا
اگر دنیا فانی و زودگذر است، پس چرا باید دلبستهٔ آن شد (و به آن اطمینان خاطر یافت)؟
تدبر قرآنی (صفحه 77 کتاب درسی)
به این آیه دقت کنید:
وَ مَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ (انعام/48)
به نظر شما، چگونه میتوان از این آیه، برای فهم بهتر آیهٔ 38 سوره بقره استفاده کرد؟
بر این اساس، مؤمن آرامش را در حیات دنیا نمیداند و با جستوجوی حیات طیّبه، آرامش حقیقی را طلب میکند.
قرآن تنها مسیر رسیدن به آرامش را «یاد خدا» میداند که تنها در سایهٔ حیات طیّبه به دست میآید:
الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/28)
علامه طباطبائی در تفسیر این آیه مینویسد:
«از چینش الفاظ آیه، انحصار آرامش در یاد خدا فهمیده میشود. از آنجا که متعلّق فعل، یعنی «بذِِکرِ اللهِ» بر خود فعل، یعنی «تَطمَئِنُّ»، مقدم آمده، در نتیجه میفهماند که دلها جز به یاد خدا به چیز دیگری اطمینان و آرامش نمییابد.»
انسان، دارای فطرت و روح الهی و از این رو علاقهمند و نیازمند به پرستش خدای متعال است. این علاقه و گرایش در وجود او نه علاقهای در ردیف علایق دیگر، بلکه مهمترین و محوریترین علاقه در وجود اوست؛ بنابراین، تا هنگامی که به علایق غریزی و لذّات مادی بیش از اندازه توجه کند و این گرایش محوری در وجودش پاسخ نگیرد، به اطمینان و آرامش نخواهد رسید. بر همین اساس، دل انسان تنها با یاد اوست که آرامش مییابد.
از سوی دیگر، قرآن افرادی را که از هدایت الهی و یاد خدا روی گردان میشوند، از این آرامش محروم میداند:
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا... (طه/124)
کلمهٔ «عیش» به معنای زندگی زمینی و «ضَنک» به معنای تنگی و فشار در چیزی است.
این آیه زندگی افرادی را که از ایمان روی گرداناند، در تنگی و فشار توصیف میکند؛ زیرا آنها وقتی با خدا قطع رابطه میکنند، دیگر چیزی غیر دنیا نمیماند که به آن دل بسته و آن را مطلوب خود قرار دهند؛ در نتیجه، همهٔ کوشش خود را در آن منحصر میکنند و فقط به اصلاح زندگی دنیایی خود میپردازند و روز به روز آن را توسعهٔ بیشتری میدهند. امّا آنها هر چه به دست میآورند، آرامشان نمیکند و دل در گرو نداشتهها دارند. اندوِه آنچه ندارند، همواره با آنهاست و این علاوه بر اندوه و اضطرابی است که از روی آوردن ناملایمات و شرّ حسودان و کید دشمنان احساس میکنند.
این افراد همواره از دو فشار رنج میکشند: فشاری که از جهت نگهداری سرمایهها به آنان وارد میشود و فشار دیگری که از بابت افزودن بر سرمایههایشان دارند. قرآن از چنین حالتی با عنوان «معیشت ضنک» یاد میکند.
فعالیت کلاسی (صفحه 78 کتاب درسی)
جملهٔ زیر را بخوانید:
«فناوری و سبک زندگی مدرن ممکن است آسایشی موقّت برای فرد به دنبال آورد، اما هرگز آرامش به دنبال نخواهد داشت.»
- به نظر شما میان آسایش و آرامش چه تفاوتی وجود دارد؟
- آیا این جمله را صحیح میدانید؟ چرا؟
البته باید توجه داشتهباشیم اینکه گفته میشود دلهای مؤمنان همواره در اطمینان و آرامش است، به معنی آن نیست که سختیها و گرفتاریها به آنها روی نمیآورد بلکه حکایت از آن دارد که قلب ایشان با تکیه بر قدرت بیکران الهی و برخورداری از صفاتی چون صبر، شکر، توکّل و تسلیم، در اوج سختیها امیدوار به رحمت خدا و مطمئن به یاری اوست.
فعالیت کلاسی (صفحه 80 کتاب درسی)
این حکایت را بخوانید و به پرسش مطرح شده، پاسخ دهید.
«پادشاهی برای هرکه بتواند آرامش را به بهترین شکل تصویر کند، جایزهای بزرگ تعیین کرد. نقّاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند؛ تصویرهایی از جنگل به هنگام غروب، رودهای آرام، کودکانی که در خاک میدویدند،
رنگین کمان در آسمان، قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ و… .
پادشاه تمام این آثار را بررسی کرد اما سرانجام در مرحلهٔ نخست، دو اثر را برگزید؛
اوّلی تصویر دریاچهٔ آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. ابرهای کوچک و سفید آسمان را پوشانده بود و در گوشهٔ چپ دریاچه، خانهٔ کوچکی قرار داشت که پنجرههایش باز بود و دود از دودکش آن برمیخاست.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش میداد؛ امّا کوههایی ناهموار با قلّههایی تیز و دندانهای شکل. آسمان بالای کوهها به طور بیرحمانهای تاریک و ابرها بستر آذرخش و تگرگ و باران سیلآسا بود. این اثر با آثار دیگری که برای مسابقه فرستاده شده بودند، هیچ هماهنگیای نداشت امّا وقتی با دقّت در آن نگاه میشد، در بریدگی صخرهای سخت و تاریک، جوجه پرندهای دیده میشد که در میان غرّش وحشیانهٔ طوفان، آرام نشسته بود.
پادشاه، درباریان و همهٔ نقّاشان را جمع کرد و در میان حیرت همگان اعلام کرد: جایزهٔ بهترین تصویر آرامش، به اثر.... تعلّق میگیرد!»
- پادشاه کدام اثر را انتخاب کردهبود؟ به نظر شما علّت این انتخاب چهبود؟
- اگر شما داور این مسابقه بودید، کدام تابلو را انتخاب میکردید؟ چرا؟
2- مسالمت و مدارا میان انسانها
قرآن کریم در معرّفی صاحبان حیات طیّبه، آنها را با صفت «سلامت قلب» میستاید؛ به عنوان نمونه دربارهٔ حضرت ابراهیم(ع) میفرماید:
اِذ جاءَ رَبَّهُ بِقَلبٍ سَلیم (صافات/84)
«سلیم» از ریشهٔ «سلم» است که در کتابهای لغت، این معنا برای آن بیان شدهاست:
هُوَ ما یُقابِلُ الخُصومَةَ وَ هُوَ المُوافِقَةُ الشَّدیدَةُ فِی الظّاهِرِ وَ الباطِنِ بَِحیثُ لا یَبقی خِلافٌ فِی البَینِ و مِن لَوازِمِ هذَا المَعنی مَفاهیمُ الاِنقِیادِ وَ الصُّلحِ وَ الرِّضا
براساس این معنا، افرادی که از حیات طیّبه و قلب سلیم برخوردارند، با یکدیگر هیچگونه خصومتی ندارند و در جامعهای سرشار از صلح و سلامت و رضا زندگی میکنند. در چنین جامعهای، تعاون، برادری و برابری حاکم میشود و اختلافات و درگیریها میان افراد و گروهها برطرف میگردد، عدالت اجتماعی به بار مینشیند و همگان از ثمرات آن بهرهمند میگردند.
امّا ریشهٔ این صلح و صفا و برادری در جامعه چیست؟ چه میشود که قلوب انسانها با یکدیگر مهربان و عاری از هرگونه کینه و دشمنی میشود؟
پاسخ این سؤال با دقّت در این عبارات از امام خمینی مشخص میشود:
«ما باید کوشش کنیم که معنویّت را در خود تقویت کنیم و هوای نفس را هرچه میتوانیم از خود دور کنیم. اگر این حل بشود، همه چیز حل میشود. اختلافات به همین دلیل روی میدهد. هیچ اختلافی در عالم واقع نمیشود؛ مگر اینکه مبنایش این است.»
بر این اساس علّت همه اختلافات، پرداختن به خواهشهای نفسانی است. انسان با پرداختن به این خواهشها به تدریج حقیقت الهی خود را از یاد میبرد و به جنبه مادی خود تعلّق پیدا میکند و از آنجا که موجودی بینهایت طلب است، همه چیز را برای خود میخواهد و البته این خواستهها را در عالم ماده جستوجو میکند. اینجاست که اختلاف و تزاحم میان افراد برای تصاحب مال و مقام بیشتر به وجود میآید؛ در حالی که با رفع این تعلّق و توجّه به جنبههای عالی و معنوی خود، امکانی برای بروز اختلاف به وجود نمیآید.
قلب مؤمن از هرگونه تعلّقات مادی و نفسانی رها شده و تنها به خدا رو میکند؛ بنابراین از هرگونه کینه و دشمنی و اختلاف با سایرین عاری میگردد.
تدبر قرآنی (صفحه 82 کتاب درسی)
به این آیات دقت کنید:
یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (شعراء/88-89)
با توجه به آنچه خواندیم، به نظر شما چرا ملاک سعادت در روز قیامت، داشتن «قلب سلیم» معرّفی شدهاست؟
3- فزونی علم و آگاهی
چنانکه پیش از این آموختیم، قلب انسان ابزار شناخت حقایق است که در سایهٔ تزکیه و تقوا میتواند انسان را به حدی از شایستگی برساند که معارف و حقایق فراوانی را درک کند و قدرت تشخیص حق از باطل را به دست آوَرَد:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا... (انفال/29)
ایکسانیکه ایمان آوردهاید، اگر تقوا پیشه کنید، خداوند برای شما (بصیرتی ویژه برای) تشخیص حق از باطل قرار میدهد.
این معرفت و آگاهی تنها برای قلب سلیم و از طریق ایمان و ممارست بر اعمال صالح حاصل میشود و از اینرو یکی از مهمترین آثار حیات طیّبه به شمار میآید. به بیان دیگر، مؤمنانی که از حیات طیّبه برخوردارند، از آگاهی و درکی فزونتر و عمیقتر از دیگران برخوردارند. آنها مسائل گوناگون را به حدّی میفهمند که افراد عادی که ایمانشان ضعیف است، فاقد این درک هستند.
برای مثال، اگر دقّت کنید افراد عادی به رغم اینکه میدانند گناه بد است، امّا ممکن است مرتکب برخی گناهان شوند؛ در حالی که مؤمنان حقیقی نه تنها میدانند گناه بد است، بلکه از آن بدشان میآید؛ گویی بدی گناه را مشاهده میکنند. از اینرو، نه تنها به آن رغبتی ندارند بلکه حتّی به آن فکر هم نمیکنند؛ درست مانند اینکه شما مضرّات سم یا بوی بد لجنزار را به خوبی تشخیص داده و حتّی تصوّر نزدیک کردن آنها به دهانتان را نمیکنید، چه رسد به اینکه بخواهید آنها را...؛ یا همانگونه که بوی عطر گلهای رُز در یک گلستان آن چنان شما را مست میکند که نمیتوانید به چیز دیگری فکر کنید.
این همان بینش و درک معنوی انسان است. همهٔ ما در طول زندگی خود، زمانها و حالات معنوی را تجربه کردهایم؛ مثلاً هنگام توبه در شب قدر یا در خلوت مناجات با خدا احساس کردهایم که واقعاً از بدیها متنفّریم و هیچ علاقهای به گناه نداریم. در چنین لحظاتی، فقط برایمان مهم بوده است که با خدا باشیم و رضایت و توجه او را با خود داشته باشیم. این زمان همان هنگامی است که ایمان حقیقی در ما به وجود آمده و چشم معنویمان نسبت به حقایق بینا شدهاست. عاشق خدا شدهایم و از هر چه خدا را از ما بگیرد، منزجر بودهایم، امّا متأسفانه پس از مدّتی، این احساس لذّت بخش از بین رفته است و بر اثر غفلت، دوباره درک و بینایی معنوی خود را از دست دادهایم.
قرآن کریم بینایی و درکی را که در سایهٔ ایمان و حیات طیّبه برای انسان به وجود میآید، به نوری تشبیه میکند که خداوند بر قلب بندهٔ خود میتاباند تا مؤمن به واسطهٔ آن مسیر سعادت خود را بیابد و حق را از باطل و راه را از چاه تشخیص دهد و سبک زندگی خود را بر اساس آن تنظیم کند:
أَوَ مَنْ کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا... (انعام/122)
آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم و نوری برایش قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که گویی (گرفتار) در تاریکیهاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟
مراد از «فَاَحیَیناهُ» در این آیه، زنده شدن به حیات طیّبه است. به تعبیر این آیه، مؤمن واقعی از نوری برخوردار است که دیگران فاقد آن هستند و به این سبب در تاریکی ها گرفتارند.
تدبر قرآنی (صفحه 84 کتاب درسی)
با توجّه به آنچه در درس قبل خواندید، مراد از مرگ در عبارت «مَن کانَ مَیتاً فَاَحیَیناهُ» چیست؟
از این معرفت و آگاهی، گاه در روایات با عنوان «حکمت» یاد شدهاست که از قلب انسان میجوشد و به زبان او جاری میشود. رسول خدا (ص) میفرماید:
مَن اَخلَصَ لِلّه اَربَعینَ صَباحاً ظَهَرَت یَنابیعُ الحِکمَةِ مِن قَلبِهٰ عَلی لِسانِهٰ
هر کس چهل شبانهروز تمام کارهایش برای خدا باشد، چشمههای حکمت از قلب بر زبانش جاری میشود.
از آنچه گذشت، میتوان به ویژگیهای حیات طیّبه از نگاه قرآن پی برد. این ویژگیها بهترین زندگانی و به تعبیر قرآن، زندگی بسیار پاکی را برای انسان در روی زمین فراهم میآورند و فقط در پرتو چنین حیاتی است که انسان میتواند دوباره به جایگاه حقیقی خود و زیباترین سرانجام خویش بازگردد:
الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَی لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ (رعد/29)
آنها که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، (حیاتی) بسیار پاک و گوارا و جایگاه و سرانجامی بسیار نیکو دارند.
البتّه باید توجّه داشت که حیات طیّبه -با ویژگیهایی که برای آن بیان شد- فقط جنبهٔ فردی ندارد، بلکه الگوی کامل آن در جامعهای ایمانی شکل میگیرد. در درسهای بعد، در این زمینه بیشتر سخن خواهیم گفت.
اندیشه و تحقیق (صفحه 85 کتاب درسی)
در این درس با سه ویژگی حیات طیّبه -حیات انسانهای مؤمن و صالح- آشنا شدیم. یکی دیگر از ویژگیهای حیات طیّبه در این آیه بیان شده است. دربارهٔ آن تحقیق کنید و نتیجه را در کلاس گزارش دهید.
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا (مریم/96)